1
آتش اين بار دود كرد
خالق " آتش بدون دود " در" يك عاشقانه ي آرام " " بار ديگر به شهري كه دوست مي داشتم " رسيدو شانه هاي تكيده ي ادبيات امروز تكيده تر شد....
نادر ابراهيمي نويسنده ، شاعر، فيلمنامه نويس و فيلمساز در گذشت. خدايش بيامرزاد.همو كه سالياني پيش تر ، موسسسه ي ايرانسناسي و موسسه ي همگام با كودكان و نوجوانان را تاسيس كرد.ابراهيمي از نويسندگان جريان ساز دهه ي چهل در كنار بهرام صادقي ،جمال مير صادقي و غلامحسين ساعدي و... بود.
او را بيش تر با "بار ديگر شهري كه دوست مي داشتم " شناختم و سال هاست آرزوي خواندن رمان هفت جلدي "آتش بدون دود " اورا در خود مي پرورانم.رماني كه صمدي عزيز مي گفتند به نيمه ها يش كه رسيدي ، ديگر تحمل ادامه دادنش را از دست مي دهي (نمي دان م اكنون نيزهمان نظر را دارند پا نه؟ ) شايد همين گفته، شوق خواندنش را از من ستانده است.
اختلاطش در سال هاي اخيربا نحله ها و گروهايي نا راحتم مي كرد و دوست نمي داشتم نويسنده ي سفارشي شود و همين امرباورم را نسبت به آثارش مي شكست. به قول عبدالعلي دستغيب« به گمان من نادر ابراهيمي پس از آتش بدون دود به عنوان يك نويسنده ديگر تمام شده بود.» ياد و خاطره ي عمو سيبيلو گرامي باد.
2
غزل
من از نگاه تو رنگ بهار مي گيرم
هزار خوشه از آن سرمه زار مي گيرم
ببار برتن من آي ....ابر باران زا
كه در زلالي تو ، بر گ و بار مي گيرم
كرشمه هاي تو دل مي برد به آساني
مگر كنار تو – دريا !- قرار مي گيرم؟!
تقاص اين همه دلتنگي دل خود را
به بوسه از دهنت، آبدار مي گيرم
* *
مدد براي غزل هاي عاشقانه ي خويش
ز شعر هاي تر شهريار مي گيرم
هادي وحيدي
+ هادی وحيدی / یکشنبه نوزدهم خرداد 1387
|